Part 13
دستیار های شوگا همه اسناد مهم جونگ کوک رو دزدیده بودن و برای شوگا آوردن شوگا وقتی اسناد رو دید یه پوزخندی زد و همه اسنا رو داخل آتیش انداخت اون میدونست با این کار جئون دیگه دیونه میشه اما این باعث لذتش میشد
کوک ویو
هنوز ا،ت بین دست هام بود که جیمین با صدای بلند اومد داخل اتاق
جیمین : جونگ کوککککک
کوک : ها چی شده چرا همیشه بد ترین موقع وارد میشی 😒
جیمین : این عشق بازی هارو جمع کن شوگا بهمون حمله کرده
ا،ت: چی !😯
جیمین : بله ا،ت خانم آقای مین یونگی به ما حمله کرده و همه اسناد مهم رو سوزونده
ا،ت: باورم نمیشه😨
کوک : اگه دستم بود اون مین برسه زندس نمیزارم😡
ا،ت: جونگ کوک خواهش میکنم با یونگی کاری نداشته باش توروخدا
کوک: واقعا انتظار داری راحتش بزارم ؟( با اعصبانیت)😡
ا،ت : التماسیت میکنم جونگ کوک من واقعا دوست دارم اما اگه الان با شوگا جنگ کنی دیگه نمیتونم حتی ببینمت خواهش میکنم 🥺
کوک : واقعا از ته قلبت میگی ؟
ا،ت : مشخصه فقط خواهش میکنم یا یونگی کاری نداشته باش
کوک : چشم بیبی
کوک ویو
هنوز ا،ت بین دست هام بود که جیمین با صدای بلند اومد داخل اتاق
جیمین : جونگ کوککککک
کوک : ها چی شده چرا همیشه بد ترین موقع وارد میشی 😒
جیمین : این عشق بازی هارو جمع کن شوگا بهمون حمله کرده
ا،ت: چی !😯
جیمین : بله ا،ت خانم آقای مین یونگی به ما حمله کرده و همه اسناد مهم رو سوزونده
ا،ت: باورم نمیشه😨
کوک : اگه دستم بود اون مین برسه زندس نمیزارم😡
ا،ت: جونگ کوک خواهش میکنم با یونگی کاری نداشته باش توروخدا
کوک: واقعا انتظار داری راحتش بزارم ؟( با اعصبانیت)😡
ا،ت : التماسیت میکنم جونگ کوک من واقعا دوست دارم اما اگه الان با شوگا جنگ کنی دیگه نمیتونم حتی ببینمت خواهش میکنم 🥺
کوک : واقعا از ته قلبت میگی ؟
ا،ت : مشخصه فقط خواهش میکنم یا یونگی کاری نداشته باش
کوک : چشم بیبی
- ۲.۲k
- ۲۷ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط